تبليغاتX
تا آزادی تمامي دانشجویان دربند
احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در سایت الف می نویسد:

وزیر محترم نفت در برابر اعتراض بنده[به برداشت غیرقانونی و بیش از حد مصوب از  صندوق ذخیره ارزی] گفت: قبول دارم خلاف است ولی چون کشور محتاج بود، با مسوولیت خود و با اطلاع ریاست جمهور این کار را کردم. پاسخ شنید که شما تنها مسوول اجرای قانون هستید و حق تشخیص مصلحت بدون اذن قانونگذار ندارید. موافقت رییس جمهور هم با کار شما اثري بر غیرقانونی بودن اقدام ندارد، تنها ایشان را هم شریک جرم می‌سازد.

قانون شکسته شد با صراحت تمام، مجلس در برابر این قانون‌شکنی آشکار سکوت کرد،  میلیارد‌ها دلار بیش از حد مجاز قانون، منابع ارزی تلف شد، آن همه آسیب از افزایش مصرف بنزین بر مردم تحمیل شد. اگر این دلارها در حساب ذخیره ارزی باقی می‌ماند و در سال پردردسر 1388 به کارمان می‌آمد، بد بود؟ اگر دلارهاي مذكور به جای مصرف غیرقانونی، در تحقق قانونِ اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 در اختیار بخش خصوصی و تعاونی قرار می‌گرفت تا صرف تولید و اشتغال شود چطور؟ یا برای توسعه و اتمام فازهای پارس جنوبی صرف می‌شد و بخشی از عقب‌ماندگی ما از قطر را در بهره‌برداری از میدان مشترک جبران می‌ساخت بهتر نبود؟ به وزیر نفت در کمیسیون بودجه گفتم که کار غیرقانونی وزارت نفت درست مانند این است که شما دست در جیب کسی بکنید و بدون رضایت وی پولی را بردارید. شما که فرد خوش‌سابقه و متدینی هستید، حاضرید این کار را بکنید، که نیستید. حالا دست در جیب 70 میلیون کرده‌اید و در قیامت ضامن همه تبعات فقدان این منابع هدر رفته در حساب ذخیره هستید. نمي‌دانم چه پاسخي خواهند داد.
واي اگر از پس امروز بود فردايي!

............................................................................................................................................................

وقتی داد احمد توکلی در می آید دیگران باید سکوت کنند. این علیرضا نوری زاده، محسن سازگارا یا مثلا تاج زاده نیست که دارد به دولت احمدی نژاد میگوید دزد. این احمد توکلی اصولگرای ذوب در ولایت است. آش آنقدر شور شده که خبر به خان رسیده است.

حالا آقای توکلی عزیز یک سوال:

اگر کسی برای آن که منافع مادی و معنوی و وزارت و وکالتش به خطر نیافتد پشت  "کسی که دست در جیب 70 ملیون کرده" بایستد، چه طور اصولگرایی است و اگر اصولگراست آن اصول چگونه اصولی است؟


+ نوشته شده توسط رضا قاضی نوری در یکشنبه 20 بهمن1387 و ساعت 3:36 بعد از ظهر |
همین الان یک فکر احمقانه جالب(به نظرتان ممکن نیست!؟) به سرم زد:

راهی کودکانه پیدا کردم  برای اینکه بفهمیم جهان چه چیزهایی را دوست دارد و از چه کسانی یا چیزهایی متفنر است. گرچه سادلوحانه است(مثلا چون بعضی از مطالب حالت تمسخر دارد) ولی یک تصویر کلی به آدم می دهد. برای این کار روش زیر را امتحان کنید(فرض کنید میخواهید بدانید نظر جهان راجع به X چیست):

1. به Google بروید.

2.وارد کنید "I love X"

3. تعداد نتایج پیدا شده را یادداشت کنید.

4. وارد کنید "I hate X"

5. تعداد نتایج پیدا شده را یادداشت کنید.

6. تا همینجا کافی است ولی اگر سرتان درد می کند به این صورت ادامه دهید:

7. اگر بیشتر بودن یا کمتر بودن Love را نماد علاقه بدانیم نتایج به دست آمده به دو گروه منفورها و محبوبها تقسیم می شود

8. عدد کوچکتر را بر بزرگتر تقسیم کنید و یک را منهای عدد به دست آمده کنید تا شدت علاقه و نفرت درون گروهها با هم قابل مقایسه شود.


نتایج حاصله در مورد بعضی از موارد به شرح زیر است:

1. بوش: علاقه 43900  - نفرت 94800  - نفرت با شدت 54%

2. اباما: علاقه 167000  - نفرت 22000  - علاقه با شدت 87%(این یکی به نظر من قابل اطمینان نیست چون اوباما به طرز گستزده تبلیغات اینترنتی با پداخت پول کرده است و ممکن است نتایج شامل آنها شده باشد)

3. ایران: علاقه 11600  - نفرت 836  - علاقه با شدت 93%

4. آمریکا(America): علاقه360000  - نفرت 53100  - علاقه با شدت 86%

5.آمریکا(USA): علاقه 68300  - نفرت 24800 -  علاقه با شدت 74% (این جستجو را با دو کلمه متفاوت کردم تا قابلیت اطمینان روش را بسنجم. در ضمن آمریکا ممکن است قاره آمریکا را هم در بر بگیرد)

6. احمدی نژاد: علاقه 99 - نفرت 312  - نفرت با شدت 69%

7. خاتمی: علاقه 53  - نفرت 7  - علاقه با شدت 87%

نتیجه گیری اخلاقی: آدمی برای پوزیتیویست بودن باید تا حدی احمق باشد ولی به نظر من گاهی احمق بودن بهتر از پست مدرن بودن و گفتن چرندیات کاملا بی پایه و اساس(چرندیات پوزیتویستها حداقل کمی پایه و اساس دارد) است.

+ نوشته شده توسط رضا قاضی نوری در جمعه 18 بهمن1387 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |
 

خبرنامه امیرکبیر: در پی خودکشی روز گذشته یکی از فعالین صنفی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به عیادت این دانشجوی حادثه دیده رفتند.

 

روز گذشته نبی الله محمدی در پی احظار به کمیته انضباطی خود را از طبقه چهارم خوابگاه به پایین پرتاب کرد. دوستان این دانشجو وی را سریعا به بیمارستان منتقل کردند. قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، روز گذشته با مراجعه به خوابگاه دانشجویان تلاش کرد تا این خودکشی منتشر نشده و آن را حادثه ای اتفاقی نشان دهد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با حضور در بیمارستان شریعتی از نبی الله پیرمحمدی عیادت و با خانواده وی دیدار کردند. نبی الله پیرمحمدی از اتاق عمل خارج شده و در حالت کما به سر می برد. خانواده پیرمحمدی خود را از شهرستان به تهران رسانده بودند گزارشی از وضعیت پزشکی فرزندشان ارائه کردند.

 

این دانشجو از ناحیه سر و ریه به شدت آسیب دیده است و بنا به گفته خانواده وی از قول پزشکان وضعیت وی بسیار وخیم است. پیرمحمدی ساعتی پس از بستری شدن در اورژانس بیمارستان شریعتی به اتاق عمل منتقل شد و حدود ساعت ۶ بعدازظهر از اتاق عمل خارج شد. تا لحظه حضور اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در بیمارستان هنوز هیچ یک از مسئولین دانشگاه و وزارت علوم با خانواده این دانشجو دیدار نکرده بودند.

 

میلاد اسدی، دبیر صنفی دفتر تحکیم وحدت، در همین زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “ما از این حادثه دردناک واقعا متاسف شدیم و لازم دیدیم که به عیادت این دانشجو برویم و با خانواده آقای پیرمحمدی دیدار و با آن ها همدردی کنیم. امروز به خاطر این که تمام مسئولین به دانشجو به چشم یک مجرم نگاه می کنند تمام نگاه ها به سمت امنیتی تر شدن فضای دانشگاه ها، احضار به کمیته انضباطی، برخورد و… معطوف شده است و به مسایل صنفی دانشجویان به هیچ وجه توجه نمی شود.”

 

عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در ادامه گفت: “چندی پیش دو دختر دانشجو در دانشگاه مازندران دچار گازگرفتگی شدند و فوت کردند. دانشجویانی که به این مسئله اعتراض کرده اند الان باید در کمیته های انضباطی پاسخگوی اعتراض خود باشند ولی هیچ کس از مسئولی که مسبب مرگ دو دانشجو شده هیچ گونه بازخواستی نکرده است. باز همین ترم گذشته یک دانشجو در دانشگاه امیرکبیر پای خود را در اثر سقوط از آسانسور از دست داد. بیش از ده نفر از دانشجویان معترض به سوء مدیریت مسئولین به کمیته انضباطی احضار شده اند ولی مدیرکل دانشجویی این دانشگاه همچنان در این سمت مشغول فعالیت است.”

 

اسدی با انتقاد شدید از وضعیت دانشگاه ها و عملکرد مسئولین گفت: “کدام قانون به معاون دانشجویی دانشگاه اجازه می دهد که دانشجو را به صرف یک اعتراض صنفی به کمیته انضباطی احضار کند؟ کدام قانون به مدیریت دانشگاه اجازه می دهد دانشجو را در ایام امتحانات به کمیته انضباطی فرا بخواند که نتیجه ای فاجعه باری این چنین به بار بیاورد؟ متاسفانه دانشجویان در آتش بی خردی مسئولین می سوزند اما مسئولین فقط در فکر این هستند که هر روز چه راه جدیدی برای برخورد با دانشجویان خلق کنند و چگونه محدودیت ها را بیشتر کنند.. مسئولین به این فکر هستند که آیا ۴۰ درصد سهمیه دانشگاه ها متعلق به بسیجی ها باشد یا نه.”

 

میلاد اسدی در پایان گفت: “وضعیت نبی الله پیرمحمدی به شدت وخیم است و آن چه ما دیدیم به شدت تاثربرانگیز بود. ما به خانواده آقای پیرمحمدی اعلام کرده ایم هر کمکی که از دست ما برآید برای نجات جان فرزندشان، اعم از اهدای خون، کمک مالی و… انجام خواهیم داد. ما تا پیش از این در این گونه موارد صرفا به دادن اطلاعیه و بیانیه بسنده می کردیم. ولی با افزایش فشار بر ما و بر دانشگاه ها قطعا از این حادثه دردناک به سادگی عبور نخواهیم کرد و اگر اتفاق ناگواری برای آقای پیرمحمدی بیفتند مسئول این اتفاق مدیریت دانشگاه تهران و وزارت علوم خواهد بود.”

http://www.autnews.us/archives/1387,11,00016280

پ.ن: این روزها آنقدر خبرها بد و ناراحت کننده برایم بوده که حتی توان نوشتن هم ندارم. فعلا به همین گزارش از وضعیت هم دانشکده ای آرامم اکتفا می کنم و آرزو میکنم که بازگردد دوباره به دانشکده مان و زبانم نمی چرخد که بگویم شاید هرگز. بلاگفا هم اصولا قاطی کرده و مثل اینکه نادانسته پست قبل را حذف کرده ام و اگر در کامپیوترم ذخیره کرده باشم برمی گردانم اما فعلا حوصله این کار را هم ندارم.

 پ.ن: میگم بلاگفا قاطی کرده یا شاید خودم قاطی کردم.این مطلب من یعنی "سحر" نوشتم ولی به اسم رضا ثبت شده چون چند نفر نظر داده بودن حذفش نکردم تا دوباره ثبت کنم.البته من و رضا نداریم.

+ نوشته شده توسط رضا قاضی نوری در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت 4:29 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM